تبلیغات
مطالب اموزنده در مورد زندگی و اطرف ما - خجالت

خجالت

می‌خوام ببرمت آسایشگاه، جایی که پیر پاتالای همسن و سال خودت هستن همشون مثل خودت دندون شیری‌هاشون افتاده. منم دیگه مجبور نیستم عذاب دیدن صورت چروکیده‌ات رو تحمل کنم. اما من هر وقت تو رو نگاه کردم، لحظه تولدت رو به یاد آوردم و از داشتنت به خودم بالیدم. نبینمت دلم می‌گیره ...

[ چهارشنبه 7 بهمن 1394 ] [ 04:11 ق.ظ ] [ محمد خانعلی زاده رحیم اباد رودسر ]
.






Submit ExpressSEO Company in Burbank, CA